جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2

www.Meisam-Mohammadi.com

♥ یه روزی پسری با خانوادش دعواش شد و از خانه زد بيرون و رفت خونه يکی از دوستاش يک ماه موند؛ بعد از يک ماه دختری را سر کوچه می بينه و بهش تيکه ميندازه! يکی از دوستاش ميگه می دونی اين کی بود؟! ميگه نه! ميگه اين خواهر همون رفيقت بود که تو يه ماه خونشون بودی! عذاب وجدان می گيره ميره خونه رفيقش؛ رفيقش داشت مشروب می خورد به رفيقيش ميگه ببخشيد من سر کوچه به دختری تيکه انداختم ولی نمی دونستم خواهر تو بود! دوستش پيکشو می بره بالا ميگه: به سلامتی رفيقی که يه ماه خونمون خورد و خوابيد ولی خواهرمو نشناخت…

♥ زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند، گوشت بدن خودش را می کند و می داد به جوجه هایش می خوردند زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هایش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی خوب شد مرد، راحت شدیم از این غذای تکراری! این است واقعیت تلخ روزگار ما…

♥ یواشکی دوستم داشته باش، آدمایِ دنیای من، چشمِ دیدنِ عشق رو ندارند…

♥ حسين بيشتر از آب، تشنه ی لبيك بود. افسوس كه به جای افكارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بی آبى نماياندند.
..

♥ گاهی باید بی رحم بود… نه با دوست… نه با دشمن… بلکه با خودت… و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی بر صورتت…

♥ در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد! چون ایمان دارد تو او را خواهی گرفت…

♥ الفبای عاشورا: بابا! آب…

♥ برگرد…! خاطره هاتو جا گذاشتی… نمی خوام یه عمر به این امید بمونم که برای بردنش یه روز بر می گردی…

♥ زخمی که بر دلم نشاندی خیال خوب شدن ندارد… دیشب باز خونابه هایش را بالا آوردم…! لعنتی… کاش به همراهش خاطراتت را بالا می آوردم… آن وقت شاید خلاصی محض از آن من بود…!

♥ فلسفه آلاکلنگ اثبات بزرگی کسی است که فرو می نشيند تا ديگری پرواز را تجربه کند…

♥ اون يدونه يوسفی هم كه برگشت به كنعانش استثنا بود! تو غمتو بخور…

♥ پر از توام… به تهيدستى ام نگاه نكن… نگو كه هيچ ندارى… ببين من تو را دارم…

♥ نمی خواهم برگردی این را به همه گفته ام! حتی به تو… به خودم…! اما نمی دانم چرا هنوز برای آمدنت فال می گیرم…؟!

♥ عرضه كه زياد ميشه قيمت پايين مياد… هيچ وقت خودت رو كامل عرضه نكن…

♥  دقت کردین وقتی که برق میره همیشه یکی هست که می پرسه: برق رفت!؟ خب عزیزه من برق رفت دیگه! اینم شد سؤال؟

♥ یه سرچ توی گذشته یِ آدمای بی احساس بزنی جای پای یه آدم خائن رو می بینی…

♥ گلدسته ها را بالاتر نبرید!
هرقدر که بالا بروید
باز هم
دستتان به خدا نمی رسد
اما من
خدایی را می‌شناسم
که در حیاط خانه مان
شاه‌ پسند می‌رویاند
و در مزارع
با گندم ها و پاییز
زرد می شود…
من، پیرزنی را می‌شناسم
که
خدا
در سجاده اش جا می شود…
هر قدر که بالا بروید
دستتان به خدا نخواهد رسید…

♥ یکی بود یکی نبود! یه عروسکی بود که دلش می خواست زار زار گریه کنه! اما اون آدما  “خنده” رو به لباش دوخته بودن…

♥ اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تو رو پیدا کردم! یاد اون روزایی افتادم که به 100تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم…!

♥ تو با من “بازی” می کنی من با تو “عاشقی”… و دیگران را ببین که چگونه محو تماشای این “بازی عاشقانه اند”…

♥ تنهایی یعنی هنوز عاشقش باشی، اما “شما” صداش کنی… چون باید قبول کنی که یه غریبه ست…

♥ یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد، گفتند: مگه کوری؟!

♥ همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر تعلق دارد، شاکی سختی های دنیا نباش، شاید تو بهترین بازیگر خدایی!

♥ و من هنوز عاشقم
آنقدر که می توانم هر شب بدون آن که خوابم بگیرد 
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و دست آخر همه را فراموش کنم…

♥ با حس عجیبی با حال غریبی دلم تنگته
پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی یه جور قشنگی دلم تنگته!

♥ می دونی سخت ترین کار دنیا چیه؟ غریبه فرض کردن یه آشنا…!

♥ اگر دنیــــــا برعکس بود آدما عاشق نمی شدند، عاشقا آدم می شدند!

♥ اگر روزی عاشق شدی قصه ات را برای هيچكس بازگو نكن! اين روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت كرده است…

♥ باید دانست “جاده های زندگی را خدا هموار می کند، کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست…” پس اینقدر آه و ناله چرا؟!

♥ فقـط چـند قـدم مانـده بـود برسـم بـه “تــو”… اگر ایـن خواب لعنتـی، دیشـب ادامـه داشـت…!

♥ چقدر بده که اون قدر تنها باشی که روز تولدتو فقط “بانک ملی”بهت تبریک بگه…

♥ تمام چیزی که باید از زندگی آموخت، تنها یــــک کلمه است: “این نیز می گذرد “

♥ نمی دانم چرا؟! نمی دانم از کی؟! همین قدر می دانم که آنقدر نسبت به اطرافم بی خیال شده ام که هیچکس را نمی بینم، هیچکس برایم مهم نیست، خودم هستم و زندگیه خودم… انگار خدا این دنیا رو فقط برای من خلق کرده تا “من” باشم و “خودش”… تنهای تنها… حال در این فکرم که نکند راهم اشتباه است! آخه مگه میشه یکی تا این حد نسبت به اطرافش بی تفاوت باشد، آری من اینم…

♥ لعنت به اونی که واسه رفتنش گریه کردم، رفت واسه دوستاش تعریف کرد؛ خندیدن…

♥ گاهے فقــط یک تشابـه اسمی، براے چنـــــد لحظــه باعث میشـــه دقیقــاً احساس کُنے کـه قلبت داره از تـــو سینـه ات کنــده میشــه…

♥ روزگار عـجـیـبـی شـده… حـتـی وقــتـی می خندیم، منظــورمـان چـیـز دیـگـریـسـت!

♥ گفتم فراموشت می کنم!
گفت نمی تونی!
رفت.
بعد از یک مدت برگشت!
گفت دیدی نمی تونی!
گفتم شمــــــا؟!

♥ کاش دنیا یک بار هم که شده بازیش را به ما می باخت! مگر چه لذتی دارد این برد های تکراری برایش؟!

♥ لعنتی تمام روزهایی که سرگرمیت بودم، متأسفانه زندگیم بودی…!

♥ برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده من دل تو رو بشکنم؟ من هم برای هزارمین بار به دروغ گفتم: نه… تا مبادا دلش بشکنه…

♥ لعنت به بعضی خاطرات که مثل مین های عمل نکرده توی روحت کاشته شدن و با یک حرف می ترکوننت…

♥ آخر همه نداشتن ها خدایی است که داشتنش جبران همه نداشتن هاست…

♥ تناقض از سر و کله ات می بارد، چشمانت را ببند، بعد بگو دوستت دارم، بذار این دروغت، به دلِ صاب مُرده ام بچسبد، نگاهت با صداقت تمام، دروغ هایت را فریاد می زند…

♥ معذرت خواهی، همیشه به این معنی نیست که تو اشتباه کردی، بلکه گاهی اوقات یعنی این که: اون رابطه بیشتر از غرورت می ارزه…

♥ می دونی قشنگ ترين احساس چه وقتيه؟ وقتی برمی گردی يواشكی به عشقت نگاه كنی می بينی كه اونم داشته بهت نگاه می كرده…

♥ سلام زمستون… امیدوارم همه ی روزهای برفی مون واقعاً مثل برف سفید باشه!

♥ بلند ترین شب سال من به جای شب یلدا، شبی است که می دانم بعد این همه مدت فردایش تو را می بینم…

♥ تو ميرى و من فقط نگاهت مى كنم، تعجب نكن كه چرا گريه نمى كنم، بى تو يك عمر فرصت براى گريستن دارم، اما براى ديدن تو همين يك لحظه باقيست…
تا يلدايى ديگر انتظارت را خواهم كشيد…
شب یلدای من آغاز شد
نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه
بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست
بی من یلدایت مبارک

♥ هی فلانی… گوش کن…! با شروع هر صبح فکر کن که تازه به دنیا اومدی… مهربون باش و دوست بدار… شاید فردائی نباشه… و شاید فردائی باشه… اما عزیزی نباشه تا دوستش بداری…!

♥ یلدا زود بگذر برو… حوصله ات رو ندارم…
من هزار شب طولانــــــی تر و تنـــــــــهاتر از تو رو گذروندم و می گذرونم و صدام در نیومد…
کجا بودی ببینی…
یلدا بی خیال… بی خیال…

♥ قدر پاهایت را بدان… من به پای تو… چه شب و روز ها که نسوختم..!

♥ آخر پاییز شد، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها!
روی تختت امشب،
بشمار، تعداد دل هایی را که به دست آوردی…
بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی…
بشمار، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی…
فصل زردی بود، تو چقدر سبز بودی؟!
جوجه ها را بعداً با هم می شماریم…

۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ …•**بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ**•…۞
۞   قُـلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۞ اللَّهُ الصَّمَدُ ۞ لَمْ ۞
۞ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ۞ وَلَـمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۞
۞  ….•**صدق الله علی العظيم**•….۞
۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

152
این مطلب را به اشتراک بگذارید...
facebook جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2google جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2linkedin جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2twitter جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2email جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2print جملات زیبا، تکان دهنده و به یاد ماندنی 2

درباره ی نویسنده

ارائه ی کلیه ی خدمات کامپیوتر، لپ تاپ، تبلت، موبایل و اینترنت، طراحی انواع وب سایت، آموزش طراحی وب سایت، با روشی نوین و خاص، از مقدماتی تا پیشرفته به صورت حرفه ای، بدون نیاز به علم برنامه نویسی و کد نویسی، تدریس زبان انگلیسی

مطالب مرتبط

188 نظر

  1. مجید

    ایول ایول ایول ایول ایول ایول

    جملات 20 جملات 20 جملات 20

    خودت 20 خودت20 خودت20

    همه چی 20 همه چی 20

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    خب چرا اومدی پایین اصلی رو بالا گذاشتم ایول داری داداش

    پاسخ

نظر دادن (انجمن پرسش و پاسخ)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + 3 =